مبانی و چارچوب نظری تحقیق مدیریت
مبانی و چارچوب نظری تحقیق مدیریت دانش راهی برای بهبود عملکرد سازمان، بهره وری و رقابت برای گسترش کسب و کار، به اشتراک گذاری و استفاده از دانش است. مدیریت دانش می تواند دانش را به فرد مناسب در زمان مناسب ارائه دهد و این به منظور افزایش بهره وری و کاهش هزینه های زنجیره عرضه و رسیدن به هدف، جهت بهبود مزیت رقابتی یک بنگاه اقتصادی است. محققین برای بهبود مدیریت دانش تجربه های کسب و کار را مورد مطالعه قرار دادند و دو نوع استراتژی مدیریت دانش تحت عناوین “سیستم محور” (به دنبال سند و دانش ذخیره شده در پایگاه داده ها) و “انسان محور ” به دنبال توسعه شبکه ای از مردم برای برقراری ارتباط ایده ها) ارائه داد. چوی ولى ، یک استراتژی مدیریت دانش جدید تحت عنوان استراتژی ترکیبی مدیریت دانش را در این طبقه بندی قرار دادند.
استراتژی سیستم محور یا کدگذاری بر توانایی ایجاد، ذخیره، به اشتراک گذاری و استفاده از مستندات دانشی یک سازمان متمرکز است. در این استراتژی، دانش به صورت واضح و روشن با دقت در پایگاه داده ها طبقه بندی و ذخیره شده و برای استفاده هر فردی در سازمان مهیا است. تلاش این استراتژی برای افزایش کارایی سازمانی، تدوین و استفاده مجدد از دانش، از طریق فناوری اطلاعات پیشرفته است. استراتژی انسان محور بر این باور است که با ارزش ترین دانش، دانش موجود در انسان بوده و ارتباطات مستقیم فرد به فرد و روابط اجتماعی نقش مهمی دارد. این استراتژی را می توان استراتژی شخصی سازی نیز نامید. در این استراتژی، فرایند کسب دانش از طريق تجارب و باورهای مردم اتفاق افتاده و در نتیجه وقت گیر، گران و کند است. بنابراین، انتقال کارامد دانش ضمنی، نیازمند تدوین آن به فرمت صریح می باشد. با توجه به تاکید این استراتژی بر ارتباط مستقیم افراد جهت به اشتراک گذاری دانش موجود، فناوری اطلاعات برای کمک به ذخیره سازی دانش مورد استفاده قرار می گیرد .
چوی ولی، معتقد است که مجموعه ای مرکب از استراتژی های انسان گرا و سیستم گرا منجر به عملکرد بهتری می گردد، این استراتژی، ترکیبی از مفاهیم استراتژی های انسان محور و سیستم محور است که بر دانش صریح و ضمنی تمرکز دارد. به اشتراک گذاری دانش، دانش موجود را پربارتر ساخته و به ایجاد دانش
جدید کمک می کند. این موضوع که سازمان ها بدانند در شرایط مختلف روی کدام استراتژی مدیریت دانش تمرکز کنند، بسیار حائز اهمیت است. برخی مطالعات، رابطه ای تکمیلی بین استراتژی های مدیریت دانش را پیشنهاد می کنند در حالیکه برخی دیگر تاکید بر جداگانه دنبال کردن این استراتژی ها دارند.
تصمیم گیری های چند شاخصه در انواع مسائل کاربردی که هدف آنها الویت بندی و انتخاب از بین چند گزینه مختلف می باشد مورد استفاده قرار می گیرند. هرچند اطلاعاتی که در اختیار تصمیم گیرنده قرار می گیرد بواسطه ماهیت مبهم مسئله، مقادیری غیردقیق، نامطمئن و احتمالی هستند [۲۹]، روش مناسب تصمیم گیری چند شاخصه باید بتواند روابط درونی میان شاخص ها و همچنین ارجحیت هر گزینه بواسطه هر شاخص را به درستی نشان دهد. در تحقیق حاضر از روش تصمیم گیری چند شاخصه ویکور استفاده می گردد.
وی ون وو و یو تینگ لی (۲۰۰۷) در مقاله ای تحت عنوان انتخاب استراتژی های مدیریت دانش با استفاده از فرایند شبکه تحلیلی، مدلی برای ارزیابی و انتخاب استراتژی مناسب مدیریت دانش به منظور پیاده سازی موفق مدیریت دانش ارائه دادند. و معتقدند که، انتخاب استراتژی های مدیریت دانش یک مسئله استراتژیک است و با منابع مورد نیاز، پشتیبانی واقع بینانه، زمان مورد نیاز و مطابق با عواقب مورد انتظار و یا اهداف تجاری محدود شده است و نوعی مشکل محسوب می گردد و برای حل آن یک روش موثر بر اساس مدل تحلیل شبکه ای پیشنهاد نموده اند. وی ون وو (۲۰۰۸) در مقاله ای با عنوان انتخاب استراتژی های مدیریت دانش با استفاده از ترکیب دو رویکرد تحلیل شبکه ای و دیمتل ، مدلی را برای انتخاب سه استراتژی مدیریت دانش شامل شخصی سازی، سیستم محور و ترکیبی استفاده می نماید. این انتخاب بر اساس عوامل هزینه، زمان، حمایت مدیریت ارشد، انگیزه ها، فرهنگ افراد و ارتباطات می باشد .
پرسین سلکوک (۲۰۱۰) در مطالعه ای تحت عنوان استفاده از فرایند تحلیل شبکه ای در انتخاب استراتژی های مدیریت دانش، برای اولویت بندی استراتژی مدیریت دانش در سازمان های تولیدی ترکیه از میان سه استراتژی انسان محور، سیستم محور و ترکیبی از تکنیک
پرسین سلکوک (۲۰۱۰) در مطالعه ای تحت عنوان استفاده از فرایند تحلیل شبکه ای در انتخاب استراتژی های مدیریت دانش، برای اولویت بندی استراتژی مدیریت دانش در سازمان های تولیدی ترکیه از میان سه استراتژی انسان محور، سیستم محور و ترکیبی از تکنیک که با در نظر گرفتن رویكردهای فنی، مالی، اساتراتژیک و فرهنگی گزینش شده اند.
